گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

180

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

زمستان در ارمنستان در آن گيرودار يونانىها به گرفتارى تازه‌اى دچار شدند . حال بحبوحهء فصل زمستان بوده و برف سراسر ارمنستان را فرا گرفته بود . از هر سو تا چشم مىديد همه جا تا عمق چند پا پوشيده از برف بود و يونانيان مجبور شدند از ميان برفها راهى پيدا كنند . هر كس كه فقط ربع ساعت از درون برفى تا زانو راه رفته باشد قادر است رنج خستگى ناشى از يك روز تمام عبور از چنين راهى را قياس كند . بسيارى از غلامان و اسبها نابود و سى نفر سرباز هم در كام مرگ گرفتار شدند . روز سوم پس از عبور از رودخانهء فرات رنج و تعب آنها در اثر وزش باد شمال كه ضربات سرد آن بر سر و صورت شكنجه‌اى مىنمود دوچندان گرديد و حتى يونانيان سخت جان را نيز عاجز ساخت . يكى از غيبگويان پيشنهاد كرده بود به درگاه بورز خداى باد شمال نذر و قربانى شود وقتى كه آن كار شد مثل اين مىنمود كه همهء سختىها تا حدى تخفيف يافته است . چون شب فرا رسيده بود يونانىها ناگزير در ميان برف‌ها اردوگاهى ترتيب دادند . آنها كه زودتر به مقصد رسيده بودند خوراكى به اندازه كافى بدست آوردند و زود آتش كلان برافروختند . دير آمدگان نيز با خشنودى فراوان و بدون درنگ اطراف آتش گرد آمدند ، آنان كه زودتر رسيدند به شرطى آيندگان را جا ، مىداده‌اند كه قدرى نان و يا خوراكى